جزئیات خبر

قرآن و علوم طبيعى

قرآن كتاب مقدس مسلمان ها است كه مطابق عقيده مسلمين بيش از هزار سال پيش بر محمد اُمّى كه (درس ناخوانده بود،) در مكه از سوى خداوند، نازل شد و جان او را متحول ساخت. خداوندش او را گفت: به مردم بگو كه خدايى جز خداى يگانه نيست و او را پرستش كنيد و از عبادت اصنام و بُت ها دورى گزينيد. ضمناً در نخستين وحى به او گفت:"اِقْرَءْ بِسْمِ رَبِّكَ خَلَقَ، خَلَقَ الْاِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ، اِقْرَءْ وَ رَبُّكَ الْاَكْرَمُ الَّذِىْ عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْاِنْسَانْ مَا لَمْ يَعْلَمُ". بخوان پروردگارت كه خالق است و انسان را از خون بسته آفريد. بخوان در حالى كه پروردگارت كريم ترين است و كسى است كه به قلم تعليم داد و به انسان تعليم داد آنچه را كه نمى دانست. از همان آغاز، سر و كار اين مرد درس ناخوانده به تعيلم و قلم افتاد و مأمور گرديد از راه روشنگرى، جامعه را متحول سازد. بلى ! او موفق شد در طول ٢٣ سال پيامبرى خود، جامعه اى منسجم و فداكار تأسيس كند و امپراتوران زمان را به لرزه اندازد. از همه مهم تر اينكه به او از جانب خدا وحى مى رسيد و ايشان آن را به مردم بازگو مى كرد و اين سخنان چندان فصيح، بليغ، پر محتوا و جذاب بود كه هم عصران وى كه از فصحاء و بلغاى عرب بودند، نتوانستند چند جمله اى را مانند او بياورند. آنچه بر پيامبر نازل مى گرديد، به نام "قرآن" ياد شد و اينك در خانه هر مسلمانى، نسخه اى از قرآن وجود دارد. تعليمات پيامبر و رهنمايى قرآن از يك ملت وحشى انسان هاى ساخت كه هنوز ملجأ و مرجع مسلمانان است. قرآن خدا چنان تحولى در جهان ايجاد كرد كه در طول نيم قرن از اندلس (اسپانيا) تا چين را تحت تسخير آورد. بى گمان ايجاد چنين تمدنى توان مندى، طرح، اكتشافات و اختراعات مى خواست كه در قرآن به علم، انديشه، تفكر، سعى، عمل، تقوا و بالندگى به فراوانى تأكيد شده است. مسلمانان در پرتو قرآن و آموزه هاى آن چنان تمدنى را پى ريزى كردند كه از اروپا تا چين را زير سيطره گرفت. عده اى از مستشرقين بى انصاف غربى كه گسترش سريع و محير العقول اسلام را در سايه شمشير و خشونت دانسته اند، به راه خطا سير نموده اند چه اينكه نخست با زور شمشير نمى توان عقيده و دين انسان ها را كه يك امر درونى است، تغيير داد. قرآن خود با صراحت اعلام مى دارد:"لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ". کار دین به اجبار نیست، تحقیقا راه هدایت و ضلالت بر همه کس روشن گردیده، پس هر که (به خواست و اراده خود) از راه کفر و سرکشی دیو رهزن برگردد و به راه ایمان به خدا گراید بی‌گمان به رشته محکم و استواری چنگ زده که هرگز نخواهد گسست، و خداوند (به هر چه خلق گویند و کنند) شنوا و داناست. [سوره بقره، آيه ٢٥٦]. معانی کلمات آیه: "إِکْرَاهَ": وادار کردن. واداشتن به زور. "رُشْد": هدایت. راه درست. "غَیّ": ضلالت. راه کج. "طَاغُوت": هر معبودی جز خدا. شیطان. هر کس و هر چیزی که اطاعت از آن، مایه طغیان و دوری از راه حق شود، چه آفریده‌ای که پرستیده شود، و چه فرماندهی که در شرّ و بدی از او فرمانبرداری گردد، و چه اهریمنی باشد که انسان را از راه به در برد. مفرد و جمع و مذکّر و مؤنّث در آن یکسان است. "عُرْوَةِ": دستاویز. "وُثْقَی": مؤنّث (أَوْثَق) بس محکم و استوار. "إِنفِصَام": گسستن. علاوه بر آنكه به اكراه و اجبار، نمى توان عقايد انسان ها را تغيير داد، در طول ده سال جنگ هاى پيامبر، از دو لشكر اسلام و كافران، آنگونه كه نوشته اند، حد اكثر ١٩٠٠ و حد اقل ٩٠٠ نفر كشته شدند و اين تعداد در ده سال و ٦٣ جنگ و "سريه" به طور گيج كننده اى بسيار كم است در صورتى كه انسان "مدرن" در جنگ جهانى اول، بيست تا پنجاه مليون نفر و در جنگ جهانى دوم؛ پنجاه تا هفتاد مليون نفر را كشتند. اين دعوت فطرى و منطقى قرآن بود كه موجب گسترش سريع دين گرديد نه شمشير مسلمانان. دين اسلامى حامل تمدنى بزرگ شد و تا هفت قرن، سالار كاروان تمدن بود تا اينكه در اثر برخى عوامل كه اينجا جاى بحث آن نيست و در يك بررسى و كنجكاوى ديگر، به آن خواهيم پرداخت. قرآن توجه عجيبى به علم طبيعت (به معناى عام آن) دارد و همين توجه باعث شد تا مسلمانان، طى دو سه قرن سرآمد علوم طبيعى در جهان گردند. در طبقه بندى علوم به طور عمومى، تمام علوم، به دو قسمت تقسيم مى شود، يكى علوم طبيعى يعنى: آنچه در طبيعت موجود است و از هسته اتُم تا كهكشان هاى دور به شمول جمادات، حيوانات اعم از انسان و غير آن، ستاره شناسى و همه را شامل مى گردد. علوم طبیعی یا علوم تجربی دانش‌هایی هستند که موضوع آن‌ها بررسی ویژگی‌های فیزیکی طبیعت (به معنای وسیع آن، یعنی همه جهان) است. به این معنا علوم طبیعی از علوم انسانی متمایز است. در علوم طبیعی کوشش می‌شود تا پدیده‌های طبیعی با روش علمی و براساس فرآیندهای طبیعی (و نه الهی یا عرفانی و مانند آن) توضیح داده شود. گاه منظور از علوم طبیعی همان علوم زیستی است. تصویر علوم طبیعی نمودهای فیزیکی و غیر انسانی جهان را مطالعه می‌کند. به عنوان یک گروه، از یک طرف، علوم طبیعی از علوم اجتماعی متمایز می‌باشند و از هنر و بشریت از طرف دیگر. علوم طبیعی بصورت کلی تلاش دارد تا کارکرد جهان را به جای فرآیندهای ماورای طبیعی، ترجیحا از طریق فرآیندهای طبیعی توصیف نمایند. اما علوم انسانی، شامل زبان‌های باستانی و مدرن، ادبیات، فلسفه، مذهب، هنر و موسیقی شناسی می‌گردد. این شاخه از علوم بر اساس تعریف آن بر اساس موضوع به دسته‌ای از علوم اطلاق می‌شود که به مسایلی چون جامعه، فرهنگ، زبان، رفتار و کنش انسان، و روان و اندیشهٔ افراد توجه دارد. جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، زبان‌شناسی، مدیریت، اقتصاد، حقوق، علوم سیاسی، منطق، فلسفه، رياضى و تاریخ چند نمونه از رشته‌های علوم انسانی‌اند. درعین‌حال، بسیاری از شاخه‌های علوم انسانی چون مدیریت، اقتصاد، حسابداری، جغرافیا و روان‌شناسی برای تجزیه و تحلیل از برخی علوم غیرانسانی همچون ریاضیات کاربردی "در مدیریت"، آمارِ کاربردی و تحلیل رگرسیون "اقتصاد و روانشناسی"، GIS و سیستم‌ های راداری و سنجش از دور "در جغرافیا" و سایر روش‌های تجربی استفاده می‌کنند. تحول و تمدنى را كه اسلام و پيامبر آن پديد آورد، در تاريخ سابقه نداشت و تا كنون نيز هيچ فردى به اين اندازه موفق نبوده است.

کامنت ها

    اولین کسی باشید که زیر این پست کامنت می گذارد

پیام بگذارید

جهت دریافت عضویت حزب حرکت اسلامی آ. افغانستان، می توانید روی لینک رو برو کلیک نمایید.

©حزب حرکت اسلامی آ. افغانستان توسعه دهنده: 0790618410