حوزات علمیه و دوری از قرآن

حوزه های علمیه و دوری از قرآن

بخش دوم

    در حوزه های علمیه (دینیه) مفاهیم و دروس قرآن، اهمیت خود را از دست داده است و علم فقه و اصول جای قرآن را گرفته اند. در این حوزات، نخست ادبیات عرب مثل صرف، نحو، معانی، بیان و بدیع خوانده می شود که برای فهم قرآن و احادیث ضروری است و در واقع علم مقدماتی می باشند. سپس اندکی علم منطق آموخته می شود. همان منطقی که پدید آورنده آن، «ارسطو» متوفای سال ۳۲۲ قبل از میلاد می باشد و سپس به علم اصول و فقه پرداخته می شود. باید گفت: ادبیات عرب و منطق ارسطو از علوم انسانی است که تأثیری در زندگی اجتماعی و پیشرفت و تکامل زندگی انسان ها ندارند و علم اصول و فقه نیز از علوم انسانی است که هر دو، تأثیری در انکساف زندگی بشر به ویژه مسلمانان ندارند. اینک تمام حوزات علمیه را فقه و اصول، تسخیر نموده و جایی برای سایر علوم قرآنی باقی نمانده است. مراجع تقلید نیز تنها به فقه و اصول مقید گشته اند و طلابی که بیست یا سی سال در حوزات درس می خوانند، تنها اصول و فقه می آموزند. البته علم اصول هیچ جایی در جامعه ندارد و نه مردم آنرا می فهمند و علم فقه یعنی: احکام شرعی ای که مردم به آن نیاز دارند، در کتب فتوایی مراجع چون: توضیح المسایل و امثال آن ذکر گردیده، کفایت می کند و نیازی به این  همه طول و تفصیل ندارد. اما علما و مراجع ما عمر خود را در فقه و اصول صرف کرده  اند. بعضاً تنها کتاب طهارت را در بیست جلد و هکذا صد ها جلد در علم اصول نوشته اند. مرحوم آیت الله سید محمد شیرازی در علم فقه بیش از یکصد و بیست جلد تحریر و چاپ کرده است.          
  این همه توجه به اصول و فقه، در حالی است که دیگر علوم قرآنی متروک و مهجور مانده است. اگر مسلمانان تا اوایل قرن هفتم هجری قمری، بزرگ‌ترین تمدن بشری را تأسیس کردند و اینک تمدن غربی که جهان را زیر سیطره خود قرار داده است، از کتاب های اسلامی که حکایتگر تمدن اسلامی بود و توسط جنگجویان صلیبی و محققین غربی، از شرق اسلامی به غرب مسیحی برده شد، الهام گرفته شده و تمدن غربی وامدار تمدن اسلامی است و «دکتر گوستاولوبون فرانسوی» در کتاب معروف خود به نام «تمدن اسلام و عرب» بدان اعتراف کرده است.  
   آن زمانی که دانشمندان اسلامی از تمام منظومه علوم قرآنی بهره می گرفتند، سرآمد جهان بودند و زمانی که علوم اسلامی تنها به فقه و اصول منحصر گردید و از سایر علوم قرآنی غفلت ورزیده شد، انحطاط مسلمانان آغاز گردید. نا گفته پیدا است که علم اصول و فقه از تشکیل یک تمدن عاجزند و تنها احکام شرعی و طریق استنباط آن را بیان می کنند. مسلمانان فعلاً در وضع بدی به سر می برند و تا به تحصیل و شناخت علوم قرآنی برنگردند، محال است که به رشد و ترقی مادی و معنوی برسند.
      باید یاد آور شد که قرآن کتابی است برای هدایت بشر و تمام آیات آن جهت راهنمایی انسان به سوی تقوا و رسیدن به حیات طیبه اخروی که از آن به بهشت جاودانی تعبیر می شود، نازل شده است. قرآن کتاب علوم طبیعی، تاریخ، فیزیک، ریاضی، زمین شناسی، زیست شناسی، علوم اقتصادی، جامعه شناسی و امثال آنها نیست اما برای هدایت انسان به حیات طیبه، به همه آن علوم اشاراتی دارد. در منطق قرآن، اگر انسان ها به علوم مذکور تحقیق و تفحص کنند، خداوند متعال و عظمت او را بهتر می شناسند و به این حقیقت می رسند که این جهان پهناور با همه گستردگی و نظم محیر العقول حاکم برآن، حتماً خالق و منظِم و مدبری دارد و خداوند متعال هیچ چیزی را عبث و بیهوده نیافریده و در پس این جهان که به نام «دنیا» خوانده می شود، جهان دیگری به نام «آخرت» وجود دارد که انسان ها در آن، جزای عمل نیک و بد خود را می بینند. خداوند متعال، انسان ها را مجازات نمی کند بل عمل آنها در عالم آخرت به شکل جزای خوب یا بد آنان متظاهر می گردد. 

شناخت پدیده ها و علماء از منظر قرآن

   چنانچه متذکر شدیم، قرآن نه کتاب علوم طبیعی و نه علوم انسانی و نه جامعه شناسی است، اما در باره همه اینها به غرض هدایت انسان به فلاح و رستگاری، اشاراتی دارد که چنانچه در باره‌ی آن اشارات علمی قرآن توجه و تعقل شود، علم کثیری به دست می آید. در آیه ذیل انسان به چیزهایی دعوت شده است که یک جهان شناخت را افاده می کند و اگر آنچه در آن ذکر گردیده واقعاً تفکر، تدبر و تعقل شود، یک دنیا علم را در پی دارد. آنجا که خداوند متعال می فرماید: « أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا ۚ وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٌ و مِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَٰلِكَ ۗ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ»

آیا ندیدی که خدا باران را از آسمان فرود آورد، و به آن انواع میوه‌های گوناگون و رنگارنگ پدید آوردیم؟ و (در زمین) از کوهها علایمی مانند راه ها و رنگهای مختلف چون سفید و سرخ و سیاه هست (که خدا خلقت فرمود). و از اصناف مردم و اجناس جنبندگان و حیوانات نیز رنگهای مختلف هست (که خدا آفرید) و از میان اصناف بندگان تنها مردمان عالم و دانا مطیع و از خدا خشیت دارند. البته خدا عزیز و توانا و بسیار بخشنده گناهان است. [سوره فاطر، آیه ۲۷ و۲۸].
در آیه مبارکه فوق الذکر، مطالبی ذکر گردیده که شماره وار بیان می کنیم:
۱- توجه انسان ها را به نزول باران جلب می کند و چنین برداشت می شود که انسان باید بیبیند و بفهمد که چگونه باران نازل می شود. در اینجا طبعاً چرخه تبخیر آب اقیانوس ها و بالا رفتن آن و نقش بادها در راندن آنها در جوّ زمین و تشکیل ابر و برودت هوا و تشکیل قطرات باران و ریزش آنها به زمین مورد توجه قرار می گیرد. «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً ». شناخت نزول باران از علوم طبیعی است که قرآن به آن دستور اکید داده است.
۲- رویش گیاهان چون گیاهان ساده و درختانی که ثمر و میوه های مختلف می دهند. اگر انسان در مورد اینکه چگونه گیاهان از زمین می رویند و چه عواملی دست به دست هم می دهند تا گیاه از زمین سر برزند و چگونه درخت میوه می دهد و چه عاملی وجود دارد که مثلاً از تخم کوچک یک سیب، درخت تنومندی سیب به وجود می آید و رنگ، مزه، بوی و دیگر چیزهایی که در سیب وجود دارد، چگونه به وجود آمده اند و هکذا درختان میوه دار دیگر. توجه، تعقل و فهم رویش کیان و درختان، انسان را به راز و رمز روئیدنی ها آشنا می سازد و تا حدودی به علم زراعت مسلط می گردد.
۳- قرآن کریم به شناختن کوه ها تأکید می کند که چگونه به رنگ های مختلف در یک کوه که همانند راه ها است به رنگ های سفید، سرخ که به سرخ های مختلف مثل سرخ کمرنگ، سرخ متوسط و سر پر رنگ تقسیم می شود و همچنین با رنگ های سیاه خود نمایی می کند،. شناخت کوه ها یک سلسله شناخت های دیگری را در پی دارد مانند: زمان شکل گیری کوه ها که به چه دلیل رنگ های آن مختلف است و وجود معادن چون: آهن، گج، مرمر، دانه های قیمتی در کوه ها و ده ها رشته دیگر. شناخت کوه ها علاوه برآنچه گفتیم، از تحولات و تطورات در پوسته زمین نیز حکایت دارد و انسانی که کوه ها را به خوبی بشناسد، رازی بزرگی از طبیعت را درک کرده است.
۴- قرآن کریم در این آیات به شناخت انسان، در باره جنبندگان چه ریز و چه درشت و چهارپایان با اقسام و رنگ های مختلف تأکید کرده است. از این بخش آیه می فهمیم که انسان به شناخت انسان مأمور شده است. البته انسان در خلقت خود موجود پیچیده و عجیبی است و دارای چنان اسرار نهفته است که دکتر «الکسیس کارل فرانسوی» کتابی در انسان شناسی نوشته و نام آنرا «انسان موجود ناشناخته» گذاشته است. علاوه بر شناخت انسان، به شناخت جنبندگان و چهارپایان نیز دعوت کرده است. در زمان فعلی که علم بشر پیشرفت بزرگی دارد، برای هریک از موجودات مذکور، رشته های جداگانه علمی تأسیس نموده است و چنانچه مطابق دستور خالق متعال، اگر یک انسان بتواند شناخت هایی در باره‌ی موجودات مذکور را حاصل کند، دانشی بزرگ به دست آورده است.
۵- در عرف فعلی مسلمانان همینکه عالم تلفظ می شود، فوراً عالم دینی به ذهن ها تبادر می کند اما قرآن مجید عالم را بعد از شناخت باران، شناخت کوه ها، شناخت انسان، شناخت جنبندگان، شناخت چهارپایان، می فرماید: «این چنین است بندگان عالم و دانشمند، از خدا خشیت دارند. آنچه در آیه فوق، ذکر گردیده، همه مربوط به علوم طبیعی است و دانشمندان این علوم را خداوند از بندگان خود یاد کرده و فرموده تنها اینها از خداوند خشیت دارند. باید افزود که بسیاری از مفسرین، خشیت را به ترس ترجمه کرده اند در خالی معادل ترس در عربی «خوف» است نه خشیت. در اینجا و بسیاری از جاهای قرآن، خشیت به معنای احساس کوچکی همراه با احساس بزرگی خالق، در مقابل خدای بزرگ است. اگر انسان به شناخت پدیده هایی که در این آیه ذکر شده است، نایل شود، عظمت هستی و خالق آن را درک می کند و در برابر این همه عظمت، خود را حقیر و کوچک احساس کرده خداوند خالق را بزرگ‌تر از همه چیز می داند. الله اکبر من کل شیئ.
ادامه دارد.

دیدگاه تان را ارسال کنید

جهت دریافت عضویت حزب حرکت اسلامی آ. افغانستان، می توانید روی لینک رو برو کلیک نمایید.



©حزب حرکت اسلامی آ. افغانستان توسعه دهنده: 0790618410