دوری حوزه های علمیه

حوزه های علمیه و دوری از قرآن

بخش هفتم 

قرآن و علوم مختلف 

       واژه علم و مشتقات آن بیش از ۷۰۰ بار در قرآن کریم تکرار شده است. مراد از علم در قرآن مطلق علم است. چه علم خداوند متعال به موجودات و چه علم انبیاء و چه علم انسان ها. علم در قرآن، مربوط به یک حوزه و عرصه خاصی نمی گردد. بل مطلق علوم را شامل می شود. یک طبیعت شناس، یک مهندس، یک ریاضی دان، یک زیست شناس، یک زمین شناس، یک معدن شناس، یک دیرینه شناس که عمر زمین را مشخص می کند و یک فقیه که احکام شرعی را استنباط می کند، از نظر قرآن، همه مشمول واژه عالم می گردند. 

     خداوند متعال در قرآن کریم خطاب به پیامبر می فرماید:«وَأَنزَلَ اللّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا» و خدا كتاب و حكمت بر تو نازل كرد و آنچه را نمیدانستى به تو آموخت و تفضل خدا بر تو همواره بزرگ بود». [سوره نساء، آیه ۱۱۳].

     این آیه مبارکه به وضوح دلالت دارد که خداوند کتاب (قرآن) و حکمت را بر پیامبر نازل نمود و به آن حضرت تعلیم داد آنچه نمی دانست. مسلمانان عقیده دارند که به پیامبر (ص) از طرف خداوند متعال، علوم مختلف داده شده بود و ایشان از ملایک، عالم ءخرت، حقایق کهکشان ها و آنچه در زمین وجود داشت، آگاه بود و خداوند به برخی علوم غیبی نیز آن حضرت را آشنا ساخته بود. پس علم پیامبر تنها فقه الاحکام نموده که اینک حوزات علمیه ما علم دین را به آن منحصر کرده اند. طبق تحقیق برخی از دانشمندان، تنها چهار در صد آیات قرآن به احکام فقه اختصاص دارد و آنهم در آخرین سال های بعثت نازل شده است، بقیه ۹۶ در صد قرآن در باره قیامت، اخلاق، علوم تاریخی و طبیعی و سایر مسایل است. 

       همچنین در این رابطه میخوانیم که زمانی که خداوند شما را از شکم مادران تان خارج کرد هیچ چیز نمی دانستید و وسیله فراگیری علم را در اختیار شما گذاشت: «وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ و خدا شما را از شكم مادرانتان در حالى‌كه چيزى نمیدانستيد بيرون آورد و براى شما گوش و چشم‌ها و دل‌ها قرار داد باشد كه سپاسگزارى كنيد». [سوره نحل، آیه ۷۸].

      مطابق دلالت این آیه،‌ طفلی که تازه متولد می شود هیچ چیز نمی داند اما خداوند متعال برای او استعداد و ابزار فراگیری علم را داده است که توسط گوش بشنود و توسط چشم ببیند و توسط عقل تفکر و تعقل کند. اینها ابزاری هستند که انسان جاهل را عالم می سازند. علوم انسانی همه توسط گوش شنیده می شود و علوم طبیعی توسط حس و تجربه به دست می آید و خداشناسی، علم فلسفه، کلام، عرفان، اخلاق و علوم اجتماعی توسط تعقل و تفکر تحصیل می گردد. پس قرآن به فراگیری تمام این علوم تأکید ورزیده ولی متأسفانه اینک حوزات علمیه، تمام آنها را رها نموده تنها به علم انسانی فقه بسنده کرده اند.

 همچنین در رابطه به اهمیت علم آمده است: «وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا»؛ و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد». [سوره اسراء، آیه ۳۶].

      در این آیه در مورد همه چیز اعم از احکام شرعی، امور فردی، اجتماعی، فیزیکی و طبیعی، زیست شناسی، دیرینه شناسی، تاریخی و امثال آنها، برای علم پیدا کردن به آنها تأکید شده است و اگر بدون علم به آن ترتیب اثر داده شود، گوش و چشم و قلب (مرکز قوه تعقل) مسئول اند یعنی از آنها سوال می شود که چرا علم حاصل نکردید و بدون علم حکم نمودید. معلوم است که علمی که به واسطه گوش و چشم و قلب (مغز یا قوه تعقل) حاصل می گردد، تنها علم فقه و اصول نیست بل تمام علوم را در هرزمان شامل می گردد. 

     در مورد فراگیری علم، احادیث متفق علیه میان شیعه و سنی از پیامبر اسلام (ص) داریم که «طلب العلم فریضة علی کل مسلم» فراگیری مطلق دانش مطابق نیاز زمان بر هر فرد مسلمان واجب است و در این حدیث، «کل مسلم» اسم جنس است و زن و مرد را شامل می گردد و در برخی نُسخ، «علی کل مسلم و مسلمة» آمده است که به مرد و زن مسلمان تصریح شده است.

     در روایت دیگر هرچند مرفوعه است نیز منسوب به آن حضرت چنین می خوانیم: «اطلبوا العلم ولو بالصین» دانش را فراگیرید هر چند در چین باشد. ذکر چین در این روایت، توجه انسان را به دو موضوع مهم جلب می کند:

۱- اینکه در آن زمان، چین از دورترین سرزمین ها از مدینه به حساب می آمده و مسلمانان تحریض و تحریک شده اند که هرچند علم را در دورترین نقطه عالم دریابند، از پی تحصیل آن بشتابند.

۲- معلوم است که نه در آن زمان و نه در این زمان، علم فقه و اصول در چین وجود نداشت و ندارد. پس مراد از تحصیل علم در چین، علومی مانند فلکیات، ریاضیات، طبیعیات و طب و امثال آنها بوده و مسلمانان آن علوم را هرچند از چین باید فرا می گرفتند.

     در نهج البلاغه از امام علی (ع) روایت شده است: «الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ فَخُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ» حکمت (علم نافع) گمشده مومن است پس حکمت را بگیر هرچند از اهل نفاق و منافق. [نهج البلاغه، حکمت ۷۷].

     تعبیر حکمت به گمشده مومن، تعبیر زیبایی است که حکمت را به مال گم شده تشبیه کرده است و هرگاه انسان، مال گم شده خود را در دست هرکسی پیدا کرد چه آن فرد نیک باشد یا بد و چه مومن باشد یا منافق باید پس بگیرد و این حدیث نیز ارزش تمام علوم را به اثبات می رساند.

ادامه دارد.

دیدگاه تان را ارسال کنید

جهت دریافت عضویت حزب حرکت اسلامی آ. افغانستان، می توانید روی لینک رو برو کلیک نمایید.



©حزب حرکت اسلامی آ. افغانستان توسعه دهنده: 0790618410