عید رمضان، شعر

چهار پاره ای که سال ها پیش سروده بودم و در شرایط فعلی وطن تطبیق می شود

چهار پاره

عید صیام

عید را گفتم: میا ! من نیستم
آمد و افسرده و نالان گذشت
روز افطار و نگاه روزه دار
از کنار سفره بی نان گذشت

گفتمش من نیستم تا بهر عید
خانه را آذین و عطر افشان کنم
رخت نو گیرم برای کودکان
طفل ها را سرمه بر چشمان کنم

نیستم تا شانه از گلبرگ ها
گیرم و بر زلف سنبل بر کشم
بزم خود مستان آرایش کنم
باده عشق و محبت سر کشم

آمدی ای عید ! ااما هوشدار !
زانکه شهر ما سراسر ماتم است
وقت رفتن پای خود آهسته نِه
خاک ما با خون یاران همدم است

اندرین شهر سیاه پر تپش
از چه بنهادی به غفلت گام را ؟
زخمه غم می جهد بر جان تار
می نوازنده نغمه آلام را

کهکشان در آسمان شهر من
وسعت خود را چلیپا می کشد
روز عید من همانند شب است
مرغ حق بیهوده آوا می کشد

عید با سوغات آتش آمده
شعله بر زلف عروسان می زند
روز های تیره عید صیام
طعنه بر شام غریبان می زند

نیست اندر کلبه ویرانه ام
بزم عید و شمع و کافور و چراغ
لاله بختم به گلزار فلک
سرخگون و سینه چاک و داغ داغ

چشم شوخ اختران در آسمان !
شرمسار و بی فروغ و کور باد
تا نبیند حلقه آشفتگان
چشمه خورشید هم بی نور باد

جاوید کابل
۱۷ دلو ۱۳۷۴، مصادف با عید رمضان

دیدگاه تان را ارسال کنید

جهت دریافت عضویت حزب حرکت اسلامی آ. افغانستان، می توانید روی لینک رو برو کلیک نمایید.



©حزب حرکت اسلامی آ. افغانستان توسعه دهنده: 0790618410