مسح یا شستن پا

شستن پا یا مسح پا در وضوء

بخش نهم 

مسح پا از منابع مختلف اهل سنت

      تکراراً می گوئیم که اکثریت مسلمانان را اهل سنت تشکیل می دهند و آنها در وضوء پای خود را می شویند اما مسلمانان شیعه مسح می کنند. با اینکه اهل سنت، پای خود را می شویند، روایات زیادی در باره مسح پا نیز در کتب خود آورده اند، پس مسح پادر عین حالی که با ظاهر قرآن تطابق دارد، روایتی منقوله از اهل سنت نیز بر آن دلالت دارند. چنانچه در بخش هشتم از تفسیر قرطبی آوردیم که گفته بود: وقال قتادة: «افترض الله غسلتين ومسحتين»خداوند دو شستشو و دو مسح را واجب کرده است و همین تعبیر «افترض الله غسلتین و مسحتین» را «بدرالدین عینی» در کتاب «عمده القاری» جلد ۲، صفحه ۲۳۸ و ابن عطیه اندلسی» در کتاب تفسیر «المحرر الوجیز» جلد ۲، صفحه ۱۶۳  و «علامه شوکانی» در کتاب «فتح القدیر» جلد ۲، صفحه ۱۸، از «قتاده» نقل می‌کند.

     احمد بن حنبل در مسند خود حدیثی را از ابی مالک الاشعری روایت کرده است که او هم قائل به مسح بوده است نه قائل به غَسل، «ابومالک اشعری» صحابی پیامبر است. تعبیر «ابن اثیر جزری» در کتاب «أسد الغابه» جلد ۵، صفحه ۲۸۸، این است:«له صحبة» او صحابی بوده است. احمد بن حنبل از ابو مالک الاشعری چنین روایت می کند: «حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا محمد بن جعفر ثنا سعيد عن قتادة عن شهر بن حوشب عن عبد الرحمن بن غنم عن أبي مالك الأشعري أنه قال لقومه اجتمعوا أصلي بكم صلاة رسول الله صلى الله عليه وسلم فلما اجتمعوا قال هل فيكم أحد من غيركم قالوا لا، الا ابن أخت لنا قال ابن أخت القوم منهم فدعا بجفنة فيها ماء فتوضأ ومضمض واستنشق وغسل وجهه ثلاثا وذراعيه ثلاثا ثلاثا ومسح برأسه وظهر قدميه ثم صلى بهم فكبر بهم ثنتين وعشرين تكبيرة يكبر إذا سجد وإذا رفعرأسه من السجود وقرأ في الركعتين بفاتحة الكتاب واسمع من يليه. عبدالرحمن بن غنم از ابومالک اشعری روایت کرده که بعد از رحلت رسول الله و رواج غَسل پا، برای قوم خود گفت: جمع شوید تا نماز رسول الله را برای شما بخوانید و کسی بیگانه نباشد. چون قومش جمع شدند، پرسید: آیا بیگانه ای در میان شما هست؟ پاسخ دادند: نه مگر یک خواهر زاده موجود است. اشعری گفت: خواهر زاده‌ی قوم، از خود قوم است. پس ظرفی خواست که در آن آب بود پس مضمضه و استنشاق نمود. سپس سه مرتبه روی خود را شست و سه مرتبه دستان خود را تا مرفق شست و مسح کرد سرِ خود و پشت پاهای خود را پس با قوم خود نماز کرد و در نماز خود بیست و دو تکبیر گفت. زمانی که سجده می کرد و زمانی که سر را از سجده بلند می کرد هر بار تکبیر می گفت و در دو رکت اول فاتحة الکتاب خواند و پس از آن بقیه نماز را نیز به قوم خود شنوانید. [مسند احمد بن حنبل، ج ۵، ص ۳۴۲].

       فرد دیگری که آقایان اهل سنت  آن را توثیق می کنند، آقای «حسن بصری» است که یکی از زهاد ثمانیه بوده است. وی از فقهای تابعین است و آقایان اهل سنت برای او ارزش ویژه‌ای قائل هستند. او تقریباً سال ۲۱ هجری دو سال مانده به اتمام خلافت عمر به دنیا آمد و در ماه رجب سال ۱۱۰ هجری هم از دنیا رفته است. ایشان جزء تقویت کنندگان دولت بنی امیه و کاتب والی خراسان «ربیع بن زیاد» بوده است. حتی بعضی افراد گفته‌اند:« لولا لسان الحسن و سيف الحجاج لوئدت الدولة المروانية فى مهدها» اگر شمشیر حجاج و زبان حسن بصری نبود، دولت بنی مروان در نطفه خفه می شد و زیر خاك می رفت.

     حسن بصری نیز به مسح پا قائل بوده است و برای تصدیق این مطلب آقایان می‌توانند کتاب «طبقات المفسرین» جلد ۱، صفحه ۱۵۰، کتاب «حلیة الأولیاء» اثر «ابن نعیم اصفهانی» جلد ۲، صفحه ۱۳۱، کتاب «طبقات الفقهاء شیرازی» صفحه ۶۸، کتاب «تهذیب التهذیب» اثر «ابن حجر» جلد ۲، صفحه ۲۳۱، و کتاب‌های متعدد دیگر را ببینند.

در هر صورت او نزد آقایان اهل سنت از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و قبل از آنکه مذاهب اربعه اهل سنت جا بیفتد یکی از مذاهب فقهی رسمی اهل سنت، مذهب فقهی «حسن بصری» بوده است. در رابطه با حسن بصری آقای «ابن ابی شیبه» استاد «بخاری» در کتاب «مصنف ابن ابی شیبه» جلد ۱، صفحه ۱۸نقل می‌کند:عبد الرزاق عن معمر عن قتادة عن عكرمة والحسن البصری قالا في هذه الآية: (يا أيها الذين آمنوا إذا قمتم إلى الصلاة فاغسلوا وجوهكم وأيديكم إلى المرافق وامسحوا برؤوسكم وأرجلكم إلى الكعبين) قالا: تُمْسَحُ الرجلين. قتاده و حسن بصری در آیه «وامسحوا برئوسکم و ارجلکم» گفتند: دو پای در وضوء مسح می شوند. 

«این روایت علاوه بر کتاب «المصنف ابن ابی شیبه» در کتب دیگری نقل شده است. آقای «ابن کثیر دمشقی» در کتاب تفسیر خود جلد ۲، صفحه ۲۷، «ابن حزم اندلسی» در کتاب «المحلی» جلد ۲، صفحه ۵۶، و «جصاص» در «احکام القرآن» جلد ۲، صفحه ۳۴۵، نقل می‌کند.

البته بعضی از راویان هم از ایشان نقل می‌کنند که ایشان می‌گفت: ما در آیه وضو، هم می‌توانیم «ارجلِکم» به جر بخوانیم و هم «ارجُلَکُم» به نصب بخوانیم. هم می‌شود مسح کشید و هم می‌شود شُست. هر نمازگزاری مخیر است بین اینکه مسح بکشد یا پای خود را به هنگام وضو گرفتن بشوید. هر دو مسقط تکلیف است.

این مطلب از «علامه بدرالدین عینی» در کتاب «عمدة القاری» جلد ۲، صفحه ۲۳۸، و همچنین «شوکانی» در کتاب «نیل الاوطار» جلد ۱، صفحه ۱۶۸، و کتاب‌های متعدد دیگری نقل شده است.

ادامه دارد.

دیدگاه تان را ارسال کنید

جهت دریافت عضویت حزب حرکت اسلامی آ. افغانستان، می توانید روی لینک رو برو کلیک نمایید.



©حزب حرکت اسلامی آ. افغانستان توسعه دهنده: 0790618410