همان

حوزات علمیه و دوری از قرآن

بخش چهارم

پایان عمر جهان

       یک قرن بعد از نزول قرآن و آغاز اسلام، انقلاب علمی و فکری مسلمانان شروع گردید و طی دو سه قرن چنان تمدن عظیمی را پایه گذاری کردند که پیش از آن سابقه نداشت. بن مایه فکری مسلمانان، معارف و علومی بود که در قرآن وجود دارد. تا مسلمانان به قرآن نزدیک بودند و از معارف و علوم آن استفاده می کردند، سیادت و سروری جهان را بر عهده داشتند و آنگاه که علوم دینی را منحصر به فقه و اصول نمودند و از سایر علوم قرآن غفلت ورزیدند، به جانب قوس نزول حرکت کردند. در قرآن مجید به تمام علومی که به نفع بشر آشت، اشارات قابل توجهی وجود دارد و متأسفانه حوزات علمیه ما با مرور زمان، از قرآن دور شدند. یک از علومی که در قرآن به آن اشاره شده است، فلک شناسی است. فلک شناسی در تاریخ بشر سابقه‌ی درازی دارد، اما کسی که آن را به شکل علمی در زمان خود ارائه داد، بطلمیوس متوفای سال ۱۶۸  میلادی از فلاسفه و اختر شناسان یونانی و ساکن اسکندریه مصر کنونی بود. بطلمیوس، زمین را مرکز جهان می دانست و به نظر  وی ۹ فلک گرد زمین را احاطه کرده بود و این افلاک عبارت بودند از :

۱- فلک قمر.
۲- فلک عطارد.
۳- فلک زهره.
۴- فلک خورشید.
۵- فلک مریخ.
۶- فلک مشتری.
۷- فلک زحل.
۸- فلک ثوابت.
۹- فلک الافلاک یا فلک اطلس.
به عقیده بطلمیوس در هفت فلک نخست، در هرکدام یک سیاره مثل نگین انگشتر نصب شده و دیگر ستارگان آسمان که به نام ثوابت خوانده می شوند، همه در فلک هشتم نصب شده اند و فلک نهم یا فلک الافلاک، صاف و خالی از هر ستاره ای است و افلاک همانند پوست پیاز در جور یکدیگر قرار دارند. حرکت اصلی از فلک الافلاک است و این فلک، هشت فلک دیگر را حرکت می دهد و به گِرد زمین می چرخانند. به عقیده بطلمیوس و اخترشناسان قبل و بعد از او، افلاک همانند ذات خداوند، قدیم است و علاوه برآن، خرق و التیام یعنی پاره شدن و پیوستن را نمی پذیرد و هیچ وجودی نمی تواند از افلاک عبور کند و نیز کون و فساد را نمی پذیرد. یعنی ابدی هستند و نابود شدنی نیستند. همیشه بوده و همیشه خواهد بود. این به اصطلاح علم کیهان شناسی بیش از هزار سال در جهان حاکم بود و هیچ اختر شناس و فیلسوفی نمی توانست آن را رد کند یا بر خلاف آن سخن گوید. حتی فلاسفه اسلامی مانند ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، شیخ شهاب الدین سهروردی، خواجه نصیر الدین طوسی و دیگر بزرگان هیئت و فلسفه همان نظر بطلمیوس را پذیرفته و مطابق نظر می دادند. اما در زمانی که نظریه بطلمیوس در اوج استحکام خود قرار داشت، قرآن از جانب خداوند به پیامبر اسلام (ص) نازل گردید و در باره خورشید و ستارگان و زمین و کوه ها و دریاها سخنانی گفت که صد در صد با نظریه بطلمیوس تضاد داشت یعنی مخالف علم آن روز بود.
قرآن با صراحت چنین اعلام کرد: «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ» هنگامی که خورشید را به هم درپیچند. [سوره تکویر، آیه ۱]،«وَإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ» و هنگامی که ستارگان تیره و بی نور شوند. [آیه ۲].وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ» و هنگامی که کوه ها را به حرکت آرند و از جا برکنند. [آیه ۳]. «وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ» و هنگامی که دریاها مشتعل و برافروخته گردند. [آیه ۶]. «وَإِذَا السَّمَاءُ كُشِطَتْ» و هنگامی که آسمان را به شدت برکنند و برچینند. آیه ۱۲].
در این آیات، برخلاف نظر بطلمیوس گفته شده که: زمانی می رسد که خورشید در هم پیچیده و فنا گردد و ستاره گان منکدر و بی فروغ گردند و کوه ها از جا کنده شده و به شکل غبار حرکت کنند و دریا را آتش بگیرد. چونکه آب از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن تشکیل شده و هر دو قابل اشتغال اند، آن هنگام که فشار شدید بر دریاها وارد گردد، آن دو عنصر تجزیه گردید، مشتعل و بر افروخته می گردند. بطلمیوس در مورد خورشید و ستارگان می گفت آنها ازلی و ابدی هستند و از ازل بوده اند و تا ابد خواهند بود اما قرآن برخلاف نظر او می گوید اینها از بین خواهند رفت و جهان دیگر برپا خواهد شد. علم جدید نیز می گوید که پنج میلیارد سال دیگر، انرژی خورشید تمام می شود و عمر آن به سر می رسد.
فلاسفه و مفسرین مسلمان که معتقد به نظریه‌ی بطلمیوس بودند، در ترجمه و تفسیر این آیات عاجز می ماندند و این آیات و آیات مشابه آنها را تأویلات بعیده و توجیهات نا پسندیده می کردند. قرآن مجید پایه های علوم نوین را در جهان گذاشت اما مسلمانان اینک آن را فراموش کرده و جیره خوار خوان غربی ها شده اند.
ادامه دارد.

دیدگاه تان را ارسال کنید

جهت دریافت عضویت حزب حرکت اسلامی آ. افغانستان، می توانید روی لینک رو برو کلیک نمایید.



©حزب حرکت اسلامی آ. افغانستان توسعه دهنده: 0790618410